العلامة المجلسي

26

حياة القلوب ( فارسي )

أيام كه در غار مخفى بود تا هنگامى كه به مدينهء مشرّفه نزول اجلال فرمود ، وهيچ‌يك از اينها منافى لطف در وجود نبي نبود . سوم آنكه : ممكن است كه علت غيبت امام به دوستان نيز راجع شود به آنكه حق تعالى داند كه اگر امام ظاهر شود ايشان ايمان نخواهند آورد واين باعث كفر ايشان مىگردد . چهارم آنكه : لازم نيست كه انتفاع عام باشد ، ممكن است كه جمعى آن حضرت را ببينند واز أو منتفع شوند چنانكه نقل مىكنند كه شهري هست كه أولاد آن حضرت در آنجا مىباشند ، وحضرت به آن شهر تشريف مىبرند هر چند مردم آن جزيره آن حضرت را نمىبينند امّا مسائل خود را از آن حضرت به واسطه يا من وراء حجاب اخذ مىنمايند . وسيّد مرتضى رحمه اللّه بعد از ذكر بعضي از وجوه متقدمه فرموده است كه : انتفاع امّت به امام تمام نمىشود مگر به امرى چند از جانب خدا كه بايد بعمل آورد وامرى چند از جانب امام كه بايد حاصل شود وامرى چند از جانب ما كه بايد بعمل آوريم : امّا آنچه از جانب خداست آن است كه امام را ايجاد نمايد ومتمكّن گرداند أو را از قيام به لوازم امامت از علم وشرايط امامت ونص كردن بر امامت أو وبر أو لازم گردانيدن كه قيام نمايد به أمور امّت ؛ وأموري كه از جانب امام است آن است كه قبول نمايد آن تكليف را وبر خود قرار دهد كه قيام به آن نمايد ؛ وامّا آنچه راجع به امّت مىشود آن است كه متمكّن گردانند امام را از تدبير أمور ايشان ودفع حايلها ومانعها از آن بكنند وأطاعت وانقياد أو نمايند وآنچه أو تدبير مىنمايد بعمل آورند . پس آنچه راجع به خدا مىشود وأصل است در اين باب بايد أول بعمل آيد ، پس آنچه تعلّق به امام دارد متفرّع بر آن مىگردد ، وآنچه تعلّق به امّت دارد بر هر دو متفرّع مىگردد ؛ پس تا بعمل نيايد آنچه تعلّق به خدا وبه امام دارد ، بر امّت چيزى لازم نمىشود ، وبعد از آنكه آنها متحقق شود از جانب خدا وامام اگر مانع از جانب امّت بهم رسد وباعث غيبت امام گردد ضرر به لطف الهى نمىرساند وآنچه بر خدا وامام لازم است بعمل آورند